دور زدن قانون خونه به سبک دوتا فرشته

درخواستهای زیادی:

تو ایام امتحان عزیز جونم اومد خونمون  و از طرفی چون هروقت میاد چمدونش پر از سوغاتیهای مختلفه بابایی تمام سعیشون میکنه که خودش بره استقبالش تا تو جابجایی وسایل اذیت نشه قبل از رسیدن عزیز بهتون گفتم از عزیز چیزی نمیخواین هاااااااااااااااااااااااااااااا و قول دادین که تو این مدتی که عزیز هست چیزی درخواست نداشته باشین (خوب فهمیدن که عزیز جون بهتون هیچ وقت نه نمیگه)فرشته اوایل پاییز براتون چتر خریده بودم که متاسفانه مثل همه اجناس بی کیفیت دیگه این هم دو ماه بیشتر دوام نداشت و چتر آرتینا شکست.همین که عزیز رسید آرشیدا گفت عزیز فردا میخواد بارون بیاد عزیز هم گفت اه ه ه کی گفته آرشیدا سکوت کرد بعد از چند لحظه حرفش رو ادامه داد و گفت ولی چتر آرتینا شکسته و آرتینا  دیگه چتر نداره .....................................تعجب

قربون دختر باهوشم برم الهی طوری درخواستشو اعلام کرد که نه قانون منو زیر پا گذاشته باشه و نه از خواستش چشم پوشی کرده باشهنیشخند

مهمونی:

چند وقت پیش رفتیم خونه یکی از اقوام که خیلی، با هم رفت و آمد نداریم.یه گوشی تلفن مدل کلاسیک داشتن که نظر آرشیدا رو به خودش جلب کرده بود چند باری سمتش رفت که با اشاره من برمیگشت سرجاش خلاصه مجبور شدم تذکرم رو جدی تر مطرح کنم و با اخم اشاره کردم دست نزن تو این مدت آرتینا کنار  دستم نشسته بود و شاهد این تذکرهای  من بود بعد از اینکه آرشیدا اومد کنارم نشست آرتینا خیلی آروم بهش گفت اینجا که خونه هنگامه نیست میری به گوشیشون دست میزنیسوال. آخه از همون مدل گوشی تلفن تو خونه دایی حمید هم هست چه خوب آرتینا یادش مونده بود که از این طرح قبلا کجا دیده و جالب تر اینکه اونجا اجازه دادم یکبار برن و گوشی رو بردارن یه کوچولو تلفن بازی کنن.دختر فهمیده مامان چقدر قشنگ به خواهرش فهموند که نباید اینجا سمت تلفن بره خیلی برام جالب بود که آرشیدا تا آخر اون شب دیگه سمت تلفن نرفت

بسته های شانسی:

چند وقت پیش رفتیم تو سوپری روبه رویه مهدتون که یکی از بسته های شانسی رو دیدین و خوشتون اومد منم دلم نیومد نه بگم و براتون خریدم  دوتا بستش 9 تومن شد وقتی اومدیم خونه بسته ها  رو باز کردمیم غیر از دوتیکه کاغذ و فوم چیز دیگه ای توش نبود خیلی دلم سوخت که پولمو دادم چهار تیکه آشغال خریدم سری بعد که بازم رفتیم تو همون مغازه رفتین سراغ همون بسته های شانسی منم خیلی جدی گفتم اجازه ندارین از این بسته ها بردارین به جاش خوراکی براتون میخرم آرتینا خیلی آروم در گوش آرشیدا گفت عیبی نداره عزیز میاد برامون بازم از اینا میخره ............... منم این وسط این شکلی شدمکلافه

/ 3 نظر / 43 بازدید
سمی

عزیزم ...اسم هر دوتاشون واقعا زیباست.

سولماز

سلام امید دارم در زندگی شاد وخوش باشید من هم سه قلو دارم سر بزنید خوشحال می شم

مامی دوقلوها

سلام.خدا حفظ کنه 2تا دختر گلتون رو.. به دوقلوهای منم سر بزنید خوشحال میشم.منم مثل شما در تنهایی و کمک دارم بزرگشون میکنم. خوشحال میشم لینک بشیم تا باهم در ارتباط باشیم